امروز میخواهیم تحلیل بازی بلادبورن (Bloodborne) که یک بازی نقش آفرینی بسیار عالی محسوب میشود را انجام دهیم. این بازی در سال ۲۰۱۵ برای پلتفرم پلیاستیشن ۴ به صورت انحصاری عرضه شد که تمام انتظارات را در بازیکنان برآورد کرده و با نمرههای خوب خود شایستگی خود را به همه معرفی کرد، ما هم زیبایی این بازی را به وضوح مشاهده کردیم و خواستیم که آن را با شما در میان بگذاریم پس با گیمر همراه باشید.
چند سال پیش بود که انقلاب کوچکی در سبک بازیهای ویدیویی ایجاد شد و باعث شد تا بازیبازان به طور دیگر و به عنوان یک بازی سخت نگاه کنند این نوع بازیها معنی واقعی چالش برای یک گیمر بودند تا جایی که خیلیها از این نوع سبک دست بر میبرداشتند در حالی که یک عده هم عاشق آن میشدند، شاید تاکنون منظورمان را درباره این نوع سبک ندانسته باشید، اما درواقع ما اشاره میکنیم به یک بازی که هفت سال پیش توسط یکی از استادان بازی طراحی شد و این بازی چیزی نبود جز Demon’s Souls و استادی که به آن اشاره شد هیدتاکا میازاکی (Hidetaka Miyazaki) نام دارد. اما این سخنانی که در یک بند به شما توضیح دادیم مربوط به گذشته است و الان این سبک تبدیل به چند بازی در این عرصه شده و طرفداران خاص خود را دارد، تاکنون بازیهای زیادی با این نوع سختی عرضه شدهاند اما ما میخواهیم به معروفترین آنها که بیشتر ما آنها را تجربه کردیم با شما در میان بگذاریم. سری بازیهای دارک سولز (Dark Souls) که تاکنون سه نسخه توسط استاد ذکر شده یعنی هیدتاکا میازاکی ساخته شدهاند و نیز بلادبورن (Bloodborne) که قبل از سومین نسخه Dark Souls با همراهی میازاکی و بخش سرگرمی سونی ساخته شد. این بازیهای در اصل به عنوان نقش آفرینی عمل میکنند اما با طمع سختی لذتبخش و داستانی گیرا بازیباز را به اوج زیبایی هدایت میکند. اگر از آن نوع گیمرهایی هستید که بازیها را برای تفریح و سرگرمی انجام میدهند و اهل تمام کردن و سختی نیستند این نوع بازیها به شما پیشنهاد نمیشود! دیگر بیشر از این سرتان را به درد نمیآوریم و میخواهیم به نقد یکی از فرزندهای این سبک بپردازیم که هرکس آن را بازی کند هیچ وقت آن را از یاد نخواهد برد، بله این فرزند بلادبورن (Bloodborne) نام دارد.
از همان ابتدا که بازی را شروع میکنید کنجکاوی ذهن شما را به خود مشغول میکند، شما با خون شروع میکنید، با خون جان میگیرید و با خون قدرت میآفرینید! بله همانطور که از نام بازی میبینید همه چیز در این بازی به خون ربط دارد اما از نوع سالم نه مثل بعضی از بازیهایی که با خون برخی از چیزها را رواج میدهند. شما در یک شهر بسیار زیبا و پرجزئیات شروع میکنید و همین جزئیات با درگیر کردن ذهن به کمک شما میآید، اما این سوال پیش میآید که چطور ما میتوانیم به دقت کردن به بازی از آن سود ببریم؟ این شهر که یارنام (Yharnam) نام دارد پر است از هرچیزی که آن را بخواهید؛ برای مثال اگر شما به درهای موجود در بازی مراجه کنید شاید هیچ دری به روی شما باز نشود اما نه تمام درها! بسیاری از بازیبازان اینها را نادیده گرفته و بعدها متوجه این جزئیات میشوند، که این خود بازیکننده را به قعر بازی میبرد. در ادامه میتوانیم به انپیسی های (NPC) بازی اشاره کنیم که در ابتدا فقط صدای آنها را میشنویم که خبر از مکانی میدهند که زمانی پر بوده از شکارچیانی که آمدهاند و رفتهاند… قهرمانانی که برای مبارزه با دشمنان و باسهای (Boss) بازی تن به هرکاری در این دنیای فلاکت و بدبختی بازی زدهاند، اما تا حدودی جلو رفته و تاریخ ساز شدند، اینها را از یکی از انپیسی های (NPC) بازی میتوان شنید اما همه آنها با این دفاع از قهرمانان که در اصل شکارچی (Hunter) نامیده میشوند موافق نیستند. چرا؟ این نوع انسانها (انپیسی ها) که به ظاهر سالم ماندهاند و با شما در بازی سخن میگویند به شما شکارچیها (Hunters) اعتقاد دارن اما چون شکارچیان بسیاری از امتحان سخت بازی قبول نشدهاند، به شما امید کمی دارند حتی بعضی از انپیسی ها با شما به طرز بدی سخن میگویند چنانکه انگار که شما عامل بدبختی جهان موجود در بازی هستید. این مقدمهای بود که در شما این انگیزه بوجود بیاید که به تجربه و تحقیق این بازی بپردازید و با شاهکار دو شرکت بازی که یکی FromSoftware و دیگری Sony Computer Entertainment نام دارد و نیز اثر یکی از استادان در عرصه بازی سازی است زندگی کنید.
نمایی زیبا از شهر یارنام (Yharnam)
بازی بلادبورن (Bloodborne) دارای چند نقشه است. به اولین شهر که یارنام (Yharnam) نام دارد اشاره کردیم، هر یک از مکانهای بازی بقدری عالی طراحی شدهاند که با وجود سختی بیش از اندازه بازی شما را غرق در جزئیات میکنند. از روشناییهای محیط گرفته تا معماری خوفناک بازی و دیگر ویژگیهای آن که شما را سیر نخواهند کرد، این طراحی با توجه به اینکه کمپانی FromSoftware در ساخت آن دست دارد به سری سولز (Souls) شبیه است، اما سونی هم دست از زیبایی برنداشته و طراحی را بطوری خاص کرده که این عنوان را از سری سولز (Souls) جدا کند اما نه با فاصله زیاد. بازی در برخی از جاها به قدری عمیق پیش میرود که در لایههای بازی محو میشوید و از گم شدن میترسید اما با کمی جلو رفتن و کشتن باس (Boss) موجود در مکان مورد نظر متوجه پاداش خود میشوید، این پاداش یک چک پوینت (CheckPoint) است که با روشن کردن یک لامپ فانوس لذت ادامه بازی را درک خواهید نمود. ممکن بپرسید که یک چک پوینت چطور میتواند به گیمر لذت بدهد؟ ما این سوال شما را فقط میتوانیم به سختی ارجاع داده و از شما دعوت به بازی نماییم تا به جواب خود برسید. در ادامه بررسی به سیستم بازی از هر لحاظ میپردازیم که حتما خوشتان خواهد آمد…
خون یار، دشمن و همراه شماست!
شخصیت خاص بازی به طوری است که حتی بدون اینکه با کسی حرف بزند صدای او را میتوانید در هنگام مرگ که کم هم اتفاق نمیافتد بشنوید. این شخصیت در دست راست خود یک سلاح سرد و در دست چپ یک سلاح گرم نسبتا قوی دارد که هر کدام کاربرد خاص خود را دارند. سلاحهای دست راست یعنی سلاحهای سرد در بازی به گونهای طراحی شدهاند که شما از همان ابتدا میدانید که این جزئیات برای انجام کاری هستند اما ممکن است که از ابتدا متوجه آن نشوید، سلاحهای دست راست میتوانند بطور خاص تغییر یابند، مثلا سلاح اول شما که در بیشتر عکسهای منتشر شده بازی میبینیم میتواند تا شود و به اندازه کوچکتر تبدیل شود. این تبدیلات ویژگیهای خاص خود را دارند مثلا در هنگام تا شدن سلاح سرعت ضربههای شما افزایش مییابد اما تخریب (Damage) آن کاهش پیدا میکند، اما این همه سلاحهای سرد نیستند که تا میشوند برخی نیز حالت قالب مانند دارند که بازیباز میتواند با وارد کردن سلاح به قالب آن را بزرگتر کند و با بیرون آوردن از قالب آن را به عنوان یک سلاح کوچک مانند شمشیر استفاده کند. سلاحهای گرم نیز خاصیتهای خود را دارند اما با کمی متفاوتتر از سلاحهای دست راست که سرد هستند. این نوع اسلحهها شبیه تفنگ عمل میکنند. میرسیم به سلاح گرم شما که نه برای تخریب دشمن، بلکه برای متوقف و استان (Stun) کردن آنان به کار میرود و به شما اجازه این را میدهد که با دشمن خود در حین استان (Stun) شدن بطور دیگری رفتار کنید، البته سلاحهای گرمی وجود دارند که برای ضربه رساندن به دشمن به کار میروند اما هدف اصلی اسلحهها موارد ذکر شده است.
سلاحهای سرد و گرم در دستهای راست و چپ
آیتمهای بازی به گونهای است که باید آن بدانید که کی نیاز به خرید آنهاست. نیاز به ذکر است که خرید آیتمها بویسله امتیازهای حاصل از کشتن دشمنان که بلاد اکو (Blood Echo) نام دارد میسر میشود؛ میتوانید انواع آنها را از هانترز دریم (Hunter’s Dream) که به رویای شکارچی معروف است تهیه کنید. این را باید دانست که هر آیتمی نمیتواند در همه جا به شما کمک کند و باید شما قبل از چالشهای سخت در خرید آنها بیندیشید. آیتمها مانند دیگر بازیهای نقش آفرینی زیاد هستند و به بخشهایی مانند: مصرف شدنی، انواع کلید پروسهها، سلاحها و آیتمهای خاص که به روند بازی ربط دارند منتهی میشوند. شما میتوانید این آیتمها را از مسنجرهای (Messenger) بازی که در هانترز دریم (Hunter’s Dream) وجود دارند تهیه کنید. پس در رابطه با آیتمها دقت کنید چون ممکن است حتی اگر آیتمی مانند گلوله را به تعداد بینهایت هم داشته باشید به درد نخورد!
این ساختمانهای نوکتیز…
آپدیت قدرتهای شما هم به یک نفر وابسته است؛ کسی به نام دال (Doll) برای این گفتیم “کسی” چون از ظاهر شبیه دختر است اما نام و حرکات او نشان از یک عروسک را به ما میدهد. دال (Doll) سرپا در هانترز دریم (Hunter’s Dream) میایستد و گاهی هم به خواب میرود اما وقتی نزدیک او میشویم در رابطه با آرزوهای شما سوال میپرسد که این آرزوها در واقع همان قدرتهای قابل آپدیت هستند، گاهی وقتها هم با شما در رابطه با روند بازی حرف میزند. قدرتها شامل انرژی، قدرت، دفاع، زیرکی و… میباشد که نقش بسزایی را در بازی دارند، مثلا اگر انرژی (Vitality) را آپدیت کنید مقدار جان (HP) و دفاع فیزیکی شما را بیشتر خواهد کرد. این قسمت همانند سری بازیهای دارک سولز (Dark Souls) بوده و کمی فرق میکند.
دال (Doll) شخصیت دوستداشتنی بازی
سیستمهای پرکاربرد بسیاری در بازی وجود دارند اما یکی از آنها سیستم Regain System است که از همان ابتدا به دلیل کاربرد بسیار زیاد با آن آشنا خواهید شد. این سیستم به گیمر این کمک را میکند که در هنگام ضربه دیدن تنها در صرف چند ثانیه و با ضربههای متوالی به دشمن خون از دست رفته خود را برگرداند اما این عمل را نمیتوان در همه شرایط انجام داد چون ممکن است به جای انتقام و گرفتن نیاز به فرار اندک داشته باشید تا کمی در بازی تمرکز کنید. این سیستم تا آخر بازی به درد شما خواهد خورد حتی در شرایطی که بلاد وایل (Blood Vial) که به عنوان افزونه جان و خون در بازی به حساب میآید موجود نداشته باشید.
اصلیترین سیستم بازی که مبارزات آن است بسیار دقیق به کار برده شدهاند بطوریکه در اول شما ممکن بود که بازی را بسیار سخت جلوه کنید، اما بعدها متوجه میشوید که ایراد از شماست. مبارزه با باسها (Boss) آن هم در مکانهای خاص با تلفیق روایت، عالی به نظر میرسند و کافی است که روال هر یک از دشمنان را بدانید تا به راحتی از شر آنها خلاص شوید، اما این راحتی و بدست آوردن روال ممکن است بعد از چهل بار مردن باشد! به هرحال هر چقدر هم بازی و مخصوصا باس فایتها (Boss Fight) سخت باشند بعد از کشتن باس (Boss) لذتی به شما دست میدهد که گویا این همه راه را برای این باس نیامدهاید و نمردهاید. طراحی باسهای بازی فوق العاده و بسیار بینظیر است به گونهای که شما را به نگاهی دوباره با آنها وا میدارد. شما میتوانید در زمانی که شرایط کشتن باسها را ندارید به چرخش در محیط پرداخته و با کشتن موجودات معمولی امتیاز یا بلاد اکو (Blood Echo) بدست بیاورید و با آنها سلاحهای خود را آپدیت و قویتر از قبل کنید. همچنین میتوانید آیتمهای مورد نیاز برای راحتتر شدن مبارزه با باسها (Boss) را در این زمان تهیه کنید.
سلفی نه چندان زیبا
بازی حرفهای خیلی زیادی برای گفتن دارد بطوریکه اگر بخواهیم بنویسیم باید یک کتاب منتشر کنیم. بازی خبر از دنیایی میدهد که بدبختی در آن تبدیل به یک عادت شده و طاعون کل جهان آن را گرفته است. کسانی هم که ماندهاند نه به شما کمک میکنند و نه اعتماد دارند، تنها از پشت پنجرهها و درها میتوان سخن، شادی و زاری آنها را شنید. این مسئله اعتماد بعدها مطمئنا عملی خواهد شد و آنها خواهید دانست که کار شخصیت بازی خیر بوده و به دنبال نجات مردم سالم است. بیشتر از این نمیتوانیم درباره بازی حرف بزینم چرا که خطر اسپویل (Spoil) و لو رفتن بازی وجود دارد. درست است که بازی در مدار سیاهی قرار دارد اما سازنده بازی را با همینها بسیار زیبا جلوه داده است. حتی اگر در پیش خانواده خود هم این بازی را تجربه کنید آنها هم شاید میخکوب تماشا و مرگهای پیدرپی شما شوند.
یکی از موجودات فلسفی بلادبورن
لازم به گفتن است که بازی دارای بخش چند نفره به صورت آنلاین است که میتوانید از آن بهرهمند شوید و یا در هنگامی که شرایط برای شما سخت احساس میشود با کشتن باسها با دوستتان میتوانید لذت بخش چند نفره را درک کنید. اما باید این را بدانید که دشواری بازی ممکن است حتی این اجازه را به شما ندهد که به صورت چند نفره هم باسها را به کشتن دهید. تجربه بخش چند نفره میتواند بد ظاهر شود؛ زمانی که شما برای هرچیزی و هر دشمنی بدون تلاش سراغ بخش آنلاین رفته و به بازیکنان حرفهای که حتی قادر به کشتن دشمنان در چند ثانیه هستند، بپیوندید.
مسیر قبرستان همویک (Hemwick)
سخن آخر این است که این بازی لایق خریدن برای کنسول پلیاستیشن ۴ است و کسانیکه آن را نمیپسندند دلایل خود را دارند که رایجترین آنها سختی بازی است. اما بنده نویسنده، در هرچیزی سختی را دوست دارم و وقتی متوجه این شدم که بازی هم مثل سری دارک سولز (Dark Souls) دشوار است به خرید آن شک نکرده و تا امروز هم به این بازی میپردازم.
خدای جزئیات
بازیکنانی که تاکنون اهل سری سولز (Souls) بودهاند به هیج وجه از این بازی روی نگردانده و از گشت و گذار در این بازی که انحصاری هم محسوب میشود، نهایت لذت را خواهند برد. یک چیز هم که بازی میخواهد به ما بیاموزد را از یاد نبرید: “آنقدر شکست بخور تا شکست دادن را یاد بگیری.”
نظرات