نگاهی نزدیک به فیلم Blade of the Immortal

نگاهی نزدیک به فیلم Blade of the Immortal

امیر پورمحمد ۱۸ بهمن ۱۳۹۶ دیدگاه ها

نگاهی کوتاه به داستان فیلم تیغه جاودان (Blade of the Immortal) و بررسی آن. با گیمر همراه باشید.

 

کارگردان: Takashi Miike

نویسنده: Tetsuya Oishi – بر اساس مانگانی نوشته شده توسط Hiroaki Samura

تهیه کننده: Jeremy Thomas

ستارگان: Takuya Kimura

بودجه ساخت: نامعلوم

امتیاز: ۶٫۷

 

هشدار: خطر اسپویل (لو رفتن) داستان وجود دارد!

فیلم به صورت سیاه و سفید پنجاه سال قبل از وقایع اصلی داستانی فیلم آغاز می شود. مانجی و خواهرش ماچی به علت قتل مقامات فاسد توسط مانجی گریزان هستند. همسر ماچی نیز در طی این درگیری ها توسط مانجی به قتل رسیده است و غم این اتفاق ماچی را دیوانه کرده است. در گیر داد فرار ماچی توسط گروهی از جایزه بگیر ها دستگیر می شود. متأسفانه مانجی در نجات وی نا موفق می ماند ولی طی مبارزه ای نفس گیر با گروه جایزه بگیر موفق به قتل عام گروه و گرفتن انتقام خواهرش می شود اما زخم هایی که از این مبارزه نصیب مانجی می شود او را زمین گیر می کند. مانجی در حال مرگ با پیرزنی مرموز روبرو می شود. پیر زن به وی زندگی جاودانه هدیه می کند ولی چون مانجی در حفظ جان خواهرش نا موفق بوده است دیگر امیدی به زنده ماندن ندارد و این هدیه را نوعی طلسم و نفرین تلقی می کند.

پنجاه سال بعد فردی به نام آلتسو در صدد یکسان سازی مدارس رزمی (در آن زمان مدارس مختلفی وجود داشته است و هر مدرسه اصول و صلاح های خود را داشته است) دست به قتل عام افراد تمام مدارسی که با وی همراه نمی شوند است. رین دختری کم سن و سال که به فنون رزمی علاقه دارد شاهد مرگ پدر و مادرش که استاد یکی از مدارس آموزش رزمی هستند توسط آلتسو می شود. از این رو رین برای گرفتن انتقام خانواده اش به دنبال مبارزی ماهر می گردد. سرنوشت مانجی و رین را به هم می رساند. با گذر زمان رین جای خالی ماچی را برای مانجی پر می کند و باعث می شود مانجی امیدی تازه برای زندگی یابد. در ادامه فیلم شاهد همکاری مانجی و رین برای نابودی گروهی که آلتسو ساخته است هستیم. تا این که در انتهای فیلم شاهد مرگ آلتسو و گرفته شدن انتقام رین توسط مانجی می شویم.

اگر قرار باشد در میان کارگردانان ژاپنی (و شاید آسیایی)، سنت شکن ترین و جنجال انگیز ترین را انتخاب کنیم قطعاً این سمت نصیب ناتاشی میکه می شود. کارگردانی پرکار که تمام قالب ها و قاب های را برای به اتمام رساندن کار خود خم کرده و می شکند. از نظر پر کاری نیز وی در تمام عمر کاری خود به صورت ممتد در حال ساخت فیلم و سریال بوده است. عدد دقیقی از ساخته های وی وجود ندارد ولی گفته می شود وی بیش از ۹۰ فیلم تا به امروز ساخته است. با توجه به این که آقای میکه تازه در میانه عمر کاری وی است احتمال این که این عدد در یک دهه آینده به رقم ۲۰۰ برسد بعید نیست.

تمام فیلم های وی مفهومی هستند و صحنه های دقیق از مبارزات در آن ها گنجانده شده است. وسواس طراحی صحنه های اکشن و مبارزات در کار های اقای میکه به اوج خود رسیده است. تمام مبارزان، حرکات رزمی و حتی صلاح ها در فیلم های میکه دارای هویت خاص خود هستند. این نکته را به روشنی می توان در فیلم مورد بحث یعنی تیغه جاودان نیز دید.

کپی کردن مبارزان و سیاهی لشکر هرگز در هیچ صحنه ای (حتی صحنه هایی که بیش از صد نفر در آن وجود دارند) دیده نمی شود. حتی شخصیت هایی هم که کوتاه ترین حضور را در فیلم دارند دارای طراحی لباس و صلاح خاص خود هستند. شخصیت های پر رنگ تر نیز به گونه ای طراحی شده اند که گویی به تنهایی می توان در مورد آن های فیلمی بلند ساخت.

علی رقم این دقت شدید آقای میکه در ساخت فیلم هایش مشکلی اساسی (لااقل از نظر برخی) دارد. تجربه نشان داده است باز تاب هر چیزی بدون پرده و سانسور در سینما اغلب مواقع زننده و زشت محسوب می شود. بی پرده و صادقانه ترین نوع خشونت را می توان در فیلم های میکه دید. گویی آقای میکه از نشان دادن صحنه های خون ریزی، منفجر شدن امعاء و احشاء اجساد و به راه افتادن رودهایی از خون هیچ هراسی ندارد.

فیلم های میکه همیشه خشن، بی رحم و وحشی هستند. برخی نیز با تأکید به این نکته فیلم های میکه را اقرار بیش از حد خشونت تلقی می کنند ولی به نظر شخصی من که از فیلم های مشابه مانند بیل را بکش (Kill Bill) تارانتینو و خانه هزاران جسد (House of 1000 Corpses) به علت صادقانه بودن صحنه های خون ریزی لذت می برم این فیلم نیز در بازگو کردن خشونت صادق بوده است. به نظر من نشان دادن خشونت به صورت واقع گرایانه هر چند به نظر مطلوب و زیبا نیست ولی در هر فیلم اکشن ضروری است و باعث معقولانه تر شدن فیلم می شود.

 

حال یک سؤال اساسی، تا حالا فکر کرده اید چرا در فیلم های اکشن امروزی با اصابت چندین و چندین گلوله یا چاقو خوردن مکرر شخصیت ها فقط چند قطره خون از آن هم به صورت کاملاً فانتزی و ساده لوحانه جاری می شود؟

هر فردی که حتی کوچک ترین دانش پزشکی را داشته باشد می داند که یک ضخم عمیق همانند آنچه در فیلم های اکشن امروزی به ما نشان داده می شود باعث به راه افتادن یک حمام خون واقعی می شود نه چندین قطره خونریزی که حاصل یک زخم سطحی است. به هر حال ابتدا باید توان تماشای خونریزی را داشته باشید تا بتوانید از این فیلم لذت ببرید.

گذشته از قضیه خون و خون ریزی داستان فیلم بر اساس یک مانگانی (کامیک بوک های ژاپنی) سی جلدی ساخته شده است. با توجه به گفته های آقای میکه حجم و محتوای این مانگانی به قدری بالا بوده است که نیاز به یک فیلم دنباله دار برای ساخت آن داشته است ولی با توجه به محدودیت ها، صحنه های بسیاری از کامیک بوک در فیلم نشان داده نشده است. هر چند بسیاری از بخش های کامیک بوکی در فیلم نامه فیلم حذف شده اند اما فیلم در کل بسیار طولانی از آب در آمده است.

صد و پنجاه دقیقه اکشن بدون وقفه! حتی دیدن یک فیلم صد و پنجاه دقیقه ای درام آدم را خسته می کند، چه رسد صد و پنجاه دقیقه تماشای زد و خورد های برنامه ریزی شده که شما را مجبور به خیره شدن می کنند. درست است پیچیدگی داستانی چندانی (بر خلاف فیلم های قبلی میکه) در فیلم وجود ندارد ولی داینامیک مبارزات به گونه ای است که به تمرکز کامل بیننده نیاز مند است.

صحنه های کامیک بوکی در فیلم بی داد می کنند مانند ابتدای فیلم که در آخر مبارزه مانجی بر روی کوهی از اجساد ایستاده است و یا انتهای مبارزه بین مانجی و فرد جاودان دیگر که به صحنه ای کاملاً کامیک (فرو رفتن چنین صلاح در بدن) ختم می شود. وفا داری فیلم به بازسازی صحنه های کامیک محدود نمی شود و بخش داستانی را نیز شامل می شود. به جز در یک مورد داستان فیلم کاملاً به کامیک بوک وفا دار است (در کامیک بوک رین همزاد ماچی است ولی در فیلم رین تنها یک فرد بیگانه است که سرنوشت او را با مانجی همراه کرده است).

انتخاب بازیگران توسط میکه به صورت عالی صورت گرفته است. معصومیت شخصیت رین و ماچی در چهره هر دو هنر پیشه موج می زند. طراحی لباس نیز در حد قابل قبول است ولی جای پیش رفت و ریز بینی بیشتری در آن دیده می شود. بر خلاف طراحی لباس که در حد قابل قبول است طراحی صحنه ها بی نقص و در حد عالی در فیلم صورت گرفته است. به شخصه در بخشی از فیلم داستان را رها کرده، به تماشای مناظر و لوکیشن های فیلم برداری مشغول شده ام. باید گفت لوکیشن ها به صورت حرفه ای انتخاب و باز چینی شده اند.

در انتها باید گفت درست است فیلم از خشونت بی پرده رنج می برد (البته بسته به دیدگاه تماشاگر) و صحنه های اکشن و مبارزات بسیار طولانی هستند ولی بخش داستانی، طراحی اکشن روان و کارگردانی زیبا ارزش تماشا را به این فیلم می دهد.

منبع:

گیمر

برچسب‌ها:

مطالب مرتبط
دیدگاه ها